شمارهٔ ۱ - ایضا در مرثیه
دو بیننده نخل کثیرالثمرکه بودند در آن به نشو و نما
دو تابندهٔ بدر سعادت اثرکه میبرد از ایشان جهانی ضیا
یکی صاحب خلق و خوی حسنمسمی به آن اسم به هجت فزا
یکی زبده مردم نیکنامبرو نام حیدر علیه الثنا
به یکبار از تند باد اجلفتادند از پا به حکم قضا
وزین غم به خاک مذلت نشستبرادر که بد اشرف اقربا
سرو سرور تاجران تاجریفصیح سخندان صاحب ذکا
چو تاریخشان خواستم عقل گفتآلهی بود تاجری را بقا
به رسم الخط او را چه کردم حسابسخن شاهدی بود کوته قبا
ولی در تلفظ لباس حروفخرد یافت بر قدمدت رسا