شمارهٔ ۵۰۸
آن کوست قبلهٔ همه کس قبلهجو در اوو آن روست قبلهای که کند کعبهٔ رو در او
آیینه ساز چشم من این شیشه ساختهنوعی که جز تو کس ننماید نکو در او
ز آب و هوای لطف تو گلزار کام ماستباغ شکفته صد گل بیرنگ و بو در او
داری دلی که هست محل ملایمتبد خوئی هزار بت تندخو در او
کویت چه گلشن است که از دجلههای چشمجاری تراست خون دل از آب جو در او
باید به آب داد کتابی که هیچ جانبود حدیث حرمت جام و سبو در او
زین کلبه نگذرید تماشائیان که هستدیوانهای از آن بت زنجیر مو در او