گنج

شمارهٔ ۹ - در ثنای امام به حق ناطق امام جعفر صادق علیه السلام

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ریداند۱۸ بیت
شهی که شیوه ی درویش پروری داندرموز سلطنت و سرّ سروری داند
بقای دولت آن شاه را بشارت بادکه رسم معدلت و دادگستری داند
بماند نام انوشیروان ز عدل به جایخلاف آن که بقا در ستمگری داند
ز تیر آه حذر کن که این خدنگ بلاگذشتن از سپر چرخ چنبری داند
وجود من که از این پیش تیره خاکی بودز فیض عشق کنون کیمیاگری داند
کشد به ساحل مقصود تخته پاره ی تنبه بحر عشق هر آن کو شناوری داند
به رهگذار طلب هر که پا ز سر نشناختقدم زدن به طریق قلندری داند
بلند مرتبه ی فقر در خرد آن استکه پشت و پای زدن بر توانگری داند
به یمن مقدم دُردی کِشان صاف ضمیرزمین میکده با چرخ همسری داند
به دفع فتنه ی یاجوج غم ز دل ساقیبه جام بستن سدّ سکندری داند
دلم ربوده به چوگان طُره طَرّاریکه بردن از مه و خور گوی دلبری داند
نگاه آهوی وحشی خرام کبک دریتجلی مُلک و جلوه ی پری داند
ز حلقه حلقه ی گیسو کند زره سازیز نوک ناوک مژگان زره دری داند
ز زرّ جعفریش نقد اعتقاد به استکسی که مذهب و آئین جعفری داند
ششم امام که ز انوار مهر او طبعمبه هفت اختر رخشنده برتری داند
ز جعفر بن محمد ولیّ حق مددیاگر به ذرّه رسد، مهرپروری داند
ز فیض صادق آل محمد است اگر«محیط» طرز سخن گفتن دَری داند
بهای گوهر والای نغز گفتارمسخن شناس و هنر سنج و گوهری داند