شمارهٔ ۷۶ - در مدح حضرت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام
رنجها برده فراوان، هنر آموختهاموز همه عشق ترا خوبتر آموختهام
نی خطا گفتم جز عشق، ندارم هنریبه همه عمر همین یک هنر آموختهام
تا نموده است ز خود بیخبرم جذبهٔ دوستعلم آگاهی از هر خبر آموختهام
کیمیاگر شده از اشک سپید و رخ زردصنعت ساختن سیم و زر آموختهام
رسم بیداری شب شیوهٔ افغان سحرز سگان تو و مرغ سحر آموختهام
شیوهٔ رهروی و پیشهٔ قلاشی رااز رفیقی دو سه بیپا و سر آموختهام
از گدایان در میکده شاهان سلوکطرز بخشیدن تاج و کمر آموختهام
نظری دوست به حالم ز عنایت فرمودآن چه آموختهام زآن نظر آموختهام
ذرهام وز اثر تربیت شمس وجودتربیت کردن شمس و قمر آموختهام
شه مردان اسدالله که از همت ویپنجه بر تافتن شیر نر آموختهام
اقتدا هست پسر را به پدر، حب علیمن خلف بودهام و از پدر آموختهام
شاعری را ز پی منقبت شاه «محیط»از ازل نی زپی کسب زر آموختهام