گنج

شمارهٔ ۷۶ - در مدح حضرت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: راموختهام۱۲ بیت
رنج‌ها برده فراوان، هنر آموخته‌اموز همه عشق ترا خوب‌تر آموخته‌ام
نی خطا گفتم جز عشق، ندارم هنریبه همه عمر همین یک هنر آموخته‌ام
تا نموده است ز خود بی‌خبرم جذبهٔ دوستعلم آگاهی از هر خبر آموخته‌ام
کیمیاگر شده از اشک سپید و رخ زردصنعت ساختن سیم و زر آموخته‌ام
رسم بیداری شب شیوهٔ افغان سحرز سگان تو و مرغ سحر آموخته‌ام
شیوهٔ رهروی و پیشهٔ قلاشی رااز رفیقی دو سه بی‌پا و سر آموخته‌ام
از گدایان در میکده شاهان سلوکطرز بخشیدن تاج و کمر آموخته‌ام
نظری دوست به حالم ز عنایت فرمودآن چه آموخته‌ام زآن نظر آموخته‌ام
ذره‌ام وز اثر تربیت شمس وجودتربیت کردن شمس و قمر آموخته‌ام
شه مردان اسدالله که از همت ویپنجه بر تافتن شیر نر آموخته‌ام
اقتدا هست پسر را به پدر، حب علیمن خلف بوده‌ام و از پدر آموخته‌ام
شاعری را ز پی منقبت شاه «محیط»از ازل نی زپی کسب زر آموخته‌ام