شمارهٔ ۷ - مزیّن به مدح حضرت علی بن الحسین علیه السلام
یک دو روزی در کفم آن سیم ساق افتاده بودیاد آن ایام خوش، کین اتفاق افتاده بود
بهره ای کز عمر خود بردیم، این اوقات بودکه اتفاق صحبت اهل وفاق افتاده بود
با خیالش بس که مشغولم ندانستم به عمرکی وصالش اتفاق و کی فراق افتاده بود
عَقد اُلفت نو عروس دهر با هرکس به بستاز نخستین روز در فکر طلاق افتاده بود
واعظ شهرم به ترک عشق دعوت می نمودلیک نشنیدم که بس تکلیف شان افتاده بود
دوش در بزم از فروغ جام و عکس چهر یارمهر و مه را خوش قرانی اتفاق افتاده بود
دست گر نگرفته بودش همت خاصان شاهدل زپا از کید ارباب نفاق افتاده بود
سید سجاد زین العابدین چارم امامآن که با غم جفت و از هر عیش طاق افتاده بود
آن مریض عشق کو را تلخی زهر بلادر هوای دوست شیرین در مذاق افتاده بود
کاش آن ساعت که از تاب تبش می سوخت تنلرزه بر ارکان این نیلی رواق افتاده بود
بار دادندی اگر حجاب درگاهش «محیط»هم چو عرش آنجای با صد اشتیاق افتاده بود