گنج

شمارهٔ ۶ - در مدح رابع اصول دین ثالث ائمه هُدی حضرت سیّدالشهداء علیه السلام

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ینامد۱۵ بیت
نیمه شب بر سرم آن خسرو شیرین آمدخفته بودم که مرا بخت به بالین آمد
آمد آن گونه که تقریر نمودن نتوانچون توان گفت به تن جان به چه آیین آمد
قامت افروخته افروخت رُخ طُرّه ی پَریشبهر یغمای دل عاشق مسکین آمد
تلخی زهر غم هجر به امید وصالبه مذاق من سودازده شیرین آمد
به همه عمر دَمی شاد نخواهم دل ریشتا شنیدم که مقامت دل غمگین آمد
سخن از قد و رخ و زلف و بنا گوش تو رفتیادم از گلشن فردوس و ریاحین آمد
فکر دنیا هوس و کسب جنان مُزدوری استقرب یزدان نه از آن حاصل و نی زین آمد
دل سودازده طوف سر کوی تو کندصعوه را بین که به جولانگه شاهین آمد
عرصه ی دل زنهیب شه پیل افکن عشقساده از اسب و رخ و بیدق و فرزین آمد
کسب دولت مکن ای خواجه که درویشان راترک دولت سبب حشمت و تمکین آمد
من و مدّاحی شاهی که «حسین منی»مدحتش مادح وی ختم نبیّین آمد
آن چنان پای به میدان محبت بفشردکه سروش زیب سنان سپه کین آمد
خامس آل عبا شافع کونین حسینکه غلامیّ درش فخر سلاطین آمد
ما سوایش به فدا باد که فرخ ذاتشما سوی را سبب خلقت دیرین آمد
توشه ی روز جزا مایه ی امید «محیط»شیوه ی منقبت عترت یاسین آمد