گنج

شمارهٔ ۱۲۲ - موشّح و مختوم به مدح ساقی کوثر امیرمؤمنان علی علیه السلام

قافیه: اکی۱۲ بیت
حبذا شیوهٔ رندی و خوشا بی‌باکیخرقه آلودگی و مستی و دامن پاکی
خویشتن را هدف تیر ملامت کردنشهره شهر شدن در صفت بی باکی
خرقه بر تن درم از شوق چو یادم آیدفارغ البالی ایام گریبان چاکی
گر شد آلوده به می خرقه ی ما باکی نیستکه همین شیوه یود شاهد دامن پاکی
نعمت عشق حرام است بر آن نفس پرستکه کشد بار غم دوست به اندوه ناکی
طی وادی طلب آید از آن تند قدمکه به گردش نرسد چرخ و فلک بدین چالاکی
باده نوشین در رده به شب های دراززدعای سحری به بود و هتاکی
طرفه مرغی است الهی دل مردان خداکه بود معنی او عرشی و صورت خاکی
یافت زالطاف علی شاه ولایت پر و بالورنه این طایر خاکی نشدی افلاکی
حکم فرمای قدر، شاهسواری که قضادست و پا بسته شکاری بودش فتراکی
قلب ماهیت اشیاء اگر امر دهددرد درمان شود و زهر کند تریاکی
قوهٔ مدرکه در معرفت شه چو «محیط»معترف گشته به نادانی و بی‌ادراکی