گنج

شمارهٔ ۱۱۹ - موشّح به اسم مبارک حضرت علی مرتضی علیه السلام

چون شمع گر به بزم وفا ترک سرکنیسر پیش عاشقان رخ دوست برکنی
اول قدم کزین تن خاکی برون نهیدر ملک جان به حضرت جانان گذر کنی
گیری اگر حجاب دوئیت زچشم دلروشن زچشم شاهد وحدت بصر کنی
دنیا متاع مختصر است و زیان بریگر نقد عمر، صرف بدین مختصر کنی
به پذیر پند من که چه عقد گهر بودزیبد که زیب گوش، زعقد گهر کنی
سود و زیان تراست، مساوی است بهر منگر گوش، پند من ننمایی و گر کنی
تن پروری رها بکن ای یار عیسویحیف است از تو این همه تیمار خرکنی
انصاف ده برای پدر کرده ای چه چیزتا بهر خود، توقع آن زپسر کنی
دارالشفا است خاک نجف گر تو راست درداز ابلهی است روی به جای دگر کنی
اکسیر اعظم است ولای علی، بیاتا خود، مس وجود، به اکسیر زر کنی
منظور کائنات شوی آن زمان «محیط»کز کائنات یکسره قطع نظر کنی