گنج

شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح آقا سید صادق طباطبایی

فرخنده باد نوروز بر قبلهٔ خلایقفرخ سلیل احمد مولی الکرام صادق
آن خواجه ی که آمد چون قلب صافی ویدامان همتش پاک زآلایش علایق
هر روز او چو نوروز فرخنده باد و فیروزبا روزها شبانش در فرّخی مطابق
گلزار هستی وی شاداب باد و خرمتا هست چهر معشوق خرّم بهار عاشق
این عیدها که بینی باشد همه مجازیعید حقیقی ما است آن مظهر حقایق
دارد هرانکه چون او آسوده عالمی راذات خجسته ی او است عید همه خلایق
دل ها از او است مسرور سرها از او است پرشورجان ها به او است مشتاق تنها به او است شایق
با امر پاک یزدان فرمان او است توأمبا گفته ی پیمبر گفتار او موافق
در خورد رتبه ی او گر خیمه ی فرازندصد بار برتر آید زین مرتفع سرادق
گر بار نخل باسق باشد دُر معانیکلک دُرر فشانش ماند به نخل باسق
هستش تقرب حق عید و لباس تقویآری برای این عید این جامه هست لایق
از چهر شاهد غیب کشف حُجُب نمودهبا او گزیده خلوت آسوده از عوایق
با شام تیره گویم شرحی اگر ز رأیشآن تیره شام گردد روشن چو صبح صادق
از یمن مدحت وی نظم محیط به شکستنرخ نبات مصری بازار شهد فایق