شمارهٔ ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
درخور حمد و ثنا بار خدایی است کریمکه ز خوان کَرَمش بهره بَرد دیو رجیم
نیک و بد را ننمود از در احسان محرومسلطنت داد به فرعون و نبوت به کلیم
آیت بخشش او نقد روان است و خردچشم بیننده و گوش شنوا قلب سلیم
احد است و صمد و لم یلد و لم یولدحاکم منتقم و عادل و علّام و حکیم
آشکار است بر او راز نهان همه کسکه سمیع است و بصیر است و خیبر است علیم
همه ی عمر اگر بنده کند معصیتشبه یکی توبه به بخشد که غفور است و رحیم
غیبها داند و هرگز ندَرد پردهٔ کسعیبها بیند و پوشد همه زالطاف عمیم
نَبُرد روزی مُجرم به گناهان بزرگنَدَرد پرده ی عاصی به معاصی عظیم
بی عنایاتش اگر طاعت کونین تو راستهان مشو غرّه که هست از بَدی خاتمه بیم
با عطیّاتش، گر حُرم دو عالم داریدار امیّد بهشت أبد و دار نعیم
رحمت بیحد او میدهدم مژدهٔ خُلدگرچه از کرده خود هست مرا بیم جحیم
مالک الملک أبد خالق اَبدان و نُفوسکه زفیض ازلی زنده کند عظم رمیم
دولت بی سر و پایی به گدایان بخشیدقسمت تاجوران کرد سریر و دیهیم
در خور نعمت او نیست سپاس ثقلینشُکر حادث نبود در خور احسان قدیم
بارالها به شفیعان جزا احمد و آلدرگذر از گنه خلق زالطاف عمیم
بخش آزادگی از قید علایق همه راایمن از وسوسهٔ نفس کن و دیو رجیم
بینیازش ز کسان کن که سگ تو است «محیط»سگ خود را نپسندد، به در غیر کریم