گنج

بخش ۸ - ایضاً در منقبت

۲۸ بیت
ای پدر عترت و زوج بتولحلقه کش علم تو گوش عقول
ای ید و بیضای کفت ابرجودذات تو سرمایه نظم وجود
ای تو در خطه اقلیم دینمسجد اقصای جهان یقین
ای بتو مرجوع حساب وجودوی بتو مختوم کتاب وجود
عقل تو مفطوم زهر شک و ریبذات تو معصوم زهر شین و عیب
صورت عقل آیت تنویر توعالم معنی همه تفسیر تو
باطل از اعجاز تو افسون کفرریخته با خنجر تو خون کفر
آدم از اقبال تو موجود شدچون تو خلف داشت که مسجود شد
با نبی از مرتبه توأم توئیمیر لوا صاحب توسم توئی
راه حق و هادی هر گمرهیما ظلماتیم تو نور اللهی
صورت میزان الهی توئیمعنی قران الهی توئی
مصحف هستی زتو تفسیر یافتدعوی ملت ز تو تحریر یافت
نایب حقی تو و سلطان دیننباء عظیمی و امام مبین
بحر و سحاب امت دست تواندخاک در ملت دست تواند
داده به درگاه تو افلاک باجدست تو از ابر گرفته خراج
نعت جلال تو برون از حساباسم تو من عنده علم الکتاب
خاتم دین نقش نگینش توئیپیر خرد نور جبینش توئی
رای تو بانور ز یک دودماندست تو و بحر همی توامان
جهل ز تو شخص روانش مریضنقطه ز فیض تو طویل و عریض
خواب سخا دست تو تعبیر کردآیت دین علم تو تفسیر کرد
طاق خلافت ز تو پر نور شدبیت هدایت زتو معمور شد
شاخ یقین میوه تر از تو یافتکوکب دین پر تو خور از تو یافت
آنکه گذشت از تو و غیری گزیدنور بداد ابله و ظلمت خرید
و آنکه به شب بردگری دیده دوختخاک سیه بستد و گوهر فروخت
از تو منور حرم اهل بیتیافته مصباح نبی از تو زیت
هر که به کعبه هدی اندر رسیداز تو و سبطین پیمبر رسید
هرکه ره سر مع الله یافتنور شما بدرقه راه یافت
مر صد اشراق رصد بند تودین تو و یازده فرزند تو