بخش ۷ - منقبت علی (ع)
نفس نبی باب مدینه ی علومدر کف او آهن مریخ موم
سید ابرار و شه اتقیاسرور و سرخیل همه اصفیا
خازن سبحانی تنزیل وحیعالم ربانی تأویل وحی
داغ کش نافه او مشگ نابجزیه ده سایه او آفتاب
فذلکه عالم و باب وجودسوره توحید و کتاب وجود
حامل دین غیبته علم خداعقل دهم کرده بر او اقتدا
خاک درش تاج سر سرورانآب کفش کوثر دین پروران
راست به بازوش همی پشت دینلاغر ازو پهلوی کفر اینچنین
اوست که در ظلمت سمت جهاتکعبه نور است و سفینه ی نجات
کفر بر آویخته دینش ز داربر در او شرک همی سنگسار
گردن او گوش نه در بیعت استعروه کفر وعلم شقوت است
جبهه او گوش نه خاک ره استتیه ضلالیست که در لهله است
نسل نبی زایچه صلب اوستخیل سعادت همه در طلب اوست
تا که شده کنیت او بوترابنه فلک از جوی زمین خورده آب
صورت اشراق چو از خاک اوستدر ره معنی سگ چالاک اوست