رباعیات
شمارهٔ ۱شاها منم آنکه کار خود ساختهامشمارهٔ ۲گه سوختهٔ آتش سودای توامشمارهٔ ۳ناکامی من همه ز خودکامی توستشمارهٔ ۴چون عزم سفر رهی ازین در داردشمارهٔ ۵امشب منم آزردهدل و سینهفگارشمارهٔ ۶امروز منم ز زندگی در آزارشمارهٔ ۷نوروز تو سعد باد و فرخّ، بهروزشمارهٔ ۸بیرنگ ز برقعت رخ صبح طربشمارهٔ ۹پیکان نگار را دل ما هدف استشمارهٔ ۱۰خواهم ز تو خسروا، سمند بدویشمارهٔ ۱۱اکنون که دلم به دست عشق است گروشمارهٔ ۱۲خواهم که مرا روز حساب ای ساقیشمارهٔ ۱۳آن غمزه چو رهزن شکیبایی شدشمارهٔ ۱۴ابروی بلندت که کشند افتادهستشمارهٔ ۱۵خوبی تو و حسن غیرپرور باشدشمارهٔ ۱۶طفلی به نوم شکاف در سینه کندشمارهٔ ۱۷چون مهر زبان به طعن عشاق کشیدشمارهٔ ۱۸از رنج خمار، نرگست بیمار استشمارهٔ ۱۹ابرو نبود زینت آن روی چو ماهشمارهٔ ۲۰در اول عشق، آمدش یاد ستم