گنج

شمارهٔ ۲۲۸

۵ بیت
باز آتشی به جان بلاکش فکنده‌امخود را به دست خویش در آتش فکنده‌ام
سرگرمیی به عشق خودم دست داده استهرگه نظر بر آن رخ مهوش فکنده‌ام
من از کجا، خیال عنانگیری از کجاخود را بس اینکه در ره ابرش فکنده‌ام
نقش تو چون گذشته به دل،‌ صد شکن درواز پیچ و تاب زلف مشوش فکنده‌ام
رخت صلاح و زهد در آتش فکنده‌ایممیلی نظر چو بر می بی‌غش فکنده‌ام