گنج

شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفته

۳ بیت
تا بدیدم که شد از دست تو ای جان پدرقلم چون زر بر کاغذ چون سیم روان
من به امید وصال تو به کردار قلملاغر و زرد و نوان گشتم و گریان و دوان
من بسان قلم ار روزی فرمان دهیمبه سر خود چو قلم گردم پیش تو روان