شمارهٔ ۵۷ - صفت یار زرگر است این شعر
تا کی تویی به تعبیه جنگ ساختنوین اسب کامگاری پیوسته تاختن
همواره کینه داری و پرخاش و مشغلههرگز مرا به مهر ندانی نواختن
تو زرگری و من زر بگداختی مرازرگر چه کار دارد جز زر گداختن
پس چون که مر مرا نشناسی همی به حقگر زر همیشه زرگر داند شناختن