گنج

شمارهٔ ۹۷

گر صبر کنم عمر همی باد شودور ناله کنم عدو همی شاد شود
شادی عدو نجویم و صبر کنمشاید که فلک در این میان راد شود
گفتم که چو از بند گشایش باشدزین بند مگر مرا رهایش باشد
اکنون غم را همی فزایش باشدآری ملک آن کند که رایش باشد