گنج

شمارهٔ ۸۲ - پیری

گر کنم جامه ها ز پیری چاکزآن ندارد به جبه پیری باک
گر نشاطی که در تن آمده بودبه جوانی نشد به پیری پاک
مژده مرگ پیری آرد و بسگر کند در جهان پیری خاک