گنج

شمارهٔ ۷۳ - توصیف پیل

عجب از دیو پیکری کاو رادولت آورد نام کرد سروش
خاره خو جثه ایست خاره بدنخیره کش هیکلی است خیری پوش
قالبی باد خیز خاک آرامپیکری آب گرد آتش کوش
که تن و پشته پشت و غار دهنابر تک برق جوش و رعد خروش
در دهانش دو تا ستون بخرطدر دماغش دو چشمه قیر به جوش
گاه بادش گرفته بر گردنگاه گردش کشیده در آغوش
بر فکنده جلیل فتح به پشتبر نهاده سریر ملک به دوش
راست گویی که باد رفتارشخاستست از دو باد بیزن گوش
اژدهای دهانش بر دشمنزهر مانند کرده عیش چو نوش
جلف طبعست و تند خو گر چندهست می خواره و سماع نیوش
نه بساود سرین و گردن اوهیچ جانباز و هیچ عمر فروش
صفت او درست نتوان گفتکز نهیبش همی نماند هوش