گنج

شمارهٔ ۴۳ - اسیر خوبان

اگر اسیر کسی ام که میر خوبان شدنه من نخست کسی ام کاسیر خوبان شد
شکیب کردن نادلپذیر دان ز دلیکه بسته سخن دلپذیر خوبان شد
نباشد ایمن گر کوه را سپر سازدتنی که او هدف زخم تیر خوبان شد