شمارهٔ ۳۷ - حسب حال
هر زمانی تنم چو زیر شودبر سر خلق در نفیر شود
خار گردد مرا گل اندر دستخار بر دشمنم حریر شود
سخن من از آن بود سوزانکاتش دل همی ضمیر شود
به چنین رنج کز زمانه مراستکودک هفت ساله پیر شود
از همه مردمان بر آن بخشایکه به دست هوا اسیر شود
هر زمانی ز بخت بد سوی مننا امیدی همی سفیر شود
دره گر بر سرم فرود آیدبه گرانی که ثبیر شود
به زمستان سرد بر سر منشرر نار زمهریر شود