شمارهٔ ۳۰ - افراط و تفریط روزگار
نرسد دست من به چرخ بلندورنه بگشادمیش بند از بند
قسمتی کرد سخت ناهمواربیش و کم در میان خلق افکند
این نیابد همی به رنج پلاسو آن نپوشد همی ز ناز پرند
آنکه بسیار یافت ناخشنودوآنکه اندک ربود ناخرسند
خیز مسعود سعد رنجه مباشهر چه یزدان دهد بر او بپسند
گر جفا بینی از فلک مگریور وفا یابی از زمانه مخند
کاین زمانه نشد کسی را دوستدهر کس را نگشت خویشاوند