شمارهٔ ۱۲۴ - وصف کتاب
ای کتاب مبارک میمونای دلفروز دلکش دلخواه
کاغذ و حبر تو به حسن و به زیبهمچو روی سپید و زلف سیاه
بر کمال تو وقف کردم عقلتا شدی بر کمال عقل گواه
در تو جمعست نظم ها که به لفظسوی هر خرمی نماید راه
از خردها نتیجه هاست در آنکز هنرها همی کنند آگاه
در تو بینیم نعت قد چو سرووز تو یابیم وصف روی چو ماه
تو کنی مدح چشم های دژمتو کنی وصف زلف های سیاه
نام شاه زمانه بر تو چنانکمهر بر زر و نقش بر دیباه
خبری کن مرا که شاه جهانهیچ در تو نگه کند گه گاه
یا تو هم طالع من آمده ایحرمتی نیست به مجلس شاه
پادشاه جهان ملک مسعودملک ملک بخش داد پناه
فر پر همای گسترده ستدر زمانه به فر پر کلاه
آنگه گشت از نهیب سطوت اوصولت شیر ذلت روباه
آسمانیست نور رایش مهرآفتابیست او و چرخش گاه
جود او در جهان نفر نفرستعدل او بر زمین سپاه سپاه
بحر و ابرست روز پاداشنچرخ و دهرست گاه باد افراه
حرص دستش همه به بذل و عطامیل طبعش همه به عفو گناه
جز به چشم جلالت و تعظیمنکند سوی او سپهر نگاه
همه عین صواب ملک بودهر چه گوید علیه عین الله
جاه او تاج فرق دولت شدکه بر افزونش باد نعمت و جاه
باد دایم معین و ناصر اودانش پیر و دولت برناه
دوستش سرفراز باد چو سرودشمنش باد پی سپهر چو گیاه
دولتی بادش از جهان هر روزنصرتی بادش از فلک هر ماه