شمارهٔ ۱۲۰ - درخواست حضور یکی از دوستان
ای به فضل و کفایت و دانشدور گردون چو تو نیاورده
ببر من دوستانی آمده اندهرگز از یکدیگر نیازرده
حال ها دیده کام ها راندهباده ها خورده عیش ها کرده
به حضور تو آرزومندندزان کجا با تواند خو کرده
پاک رفته رهیست بی مانعباز کرده دریست بی پرده
بذله و بربطی و ربابی و نایبر گرفته نوای سرپرده
خربزه هست گرمه تایی چندزآن کجا نیست موسم سرده
سهیکی هست اگر نشاط کنیاندر آب شبانه پرورده
ساقی ار سرخ روی ترکی نیستهست ازین هندوی سیه چرده
ور تنعم کنی بدین چنگیکت نهاده ست و خویش گسترده