گنج

شمارهٔ ۳

ای نگارین چون تو از خوبان کجاستنیست کس را آنچه از گیتی تراست
قد و روی و زلف،سرو و ماه مشکمشک، پیچان، ماه، تابان، سرو،راست
تا مرا مهر تو اندر دل نشستاز دل من بیش مهر کس نخاست
ای نگار از طاعت تو چاره نیستراست گویی خدمت خسرو علاست
شاه مسعود آفتاب داد و دینآنکه بر شاهان گیتی پادشاست
از نهیبش ماه با رخسار زردوز شکوهش چرخ با پشت دوتاست
خسروان را آب حوضش زمزم استسرکشان را خاک قصرش کیمیاست
شاه گردون همت گردون محلخسرو دریا دل دریا عطاست
از بقا و عز و دولت شاد بادتا به گیتی دولت و عز و بقاست