شمارهٔ ۹۱ - ستایش سیف الدوله محمود
خویشتن را سوار باید کردبر سخن کامگار باید کرد
طبع خود را به لفظ و معنی برتازه چون نوبهار باید کرد
مدحت شهریار باید گفتخدمت شهریار باید کرد
شاه محمود سیف دولت و دینکه زبان ذوالفقار باید کرد
پس همه عمر خود به دفتر برمدحت او نگار باید کرد
وان کسی را که مدح او گویدبر ملوک افتخار باید کرد
آنکه هر کس که طلعتش بیندجان شیرین نثار باید کرد
ملکا خسروا خداونداکارها شاهوار باید کرد
مملکت انتظار نپذیردتا به کی انتظار باید کرد
ملک آفاق را بباید جستکی بدین اختصار باید کرد
بد سگالان بی دیانت رااز جهان تارومار باید کرد
روی خود را به پیش شاه جهانچون گل آبدار باید کرد
جمله بنیاد دین و دولت رابه حسام استوار باید کرد
ملک را چون قرار خواهی دادتیغ را بی قرار باید کرد
نامداران و سرفرازان رااز جهان اختیار باید کرد
جمله بدخواه را بباید خستبا عدو کارزار باید کرد
ملک را از حصاریان چو شیربه عدو بر حصار باید کرد
این جهان را به عدل و داد شهاهمچو خانه بهار باید کرد
وانگهی اندر آن به دولت و عزتا قیامت مدار باید کرد