شمارهٔ ۱۱۴ - باز در مدح او
آن لعبت سرو قد مه منظرآن آفت چین و فتنه بربر
صورت نه به نوک خامه مانیلعبت نه به نوک رنده آذر
زلفینش به بوی عنبر سارارخسار به رنگ دیبه ششتر
چون ماه درآمد از در حجرهشد حجره ز نور روی او انور
بر لاله نهاده شاخ ها سنبلبر سیم فکنده حلقه ها عنبر
آویخته جعد حلقه از حلقهانگیخته زلف چنبر از چنبر
از مشک سیاه ناب بویا زلفوز سیم سپید خام تابان بر
آن سیم سپیده خام در جوشنوز مشک سیاه ناب در مغفر
بگشاد زبان به تهنیت بر منبنگر که چه گفت مر مرا بنگر
گفت ای بسزا قرین و یار منای هر که به مهر عاشقی در خور
بر آخر گل ز اول شوالپر باده مشکبوی کن ساغر
گفتم که اگر مثال یابم مناز مجلس شاه خسرو صدر
محمود ملک شهنشه غازیخورشید ملوک عصر سرتاسر
آن گاه سخا و همت افریدونو آن وقت جلال رتبت اسکندر
با همت چرخ و رتبت کیوانبا بخشش ابر و کوشش آذر
هنگام جدال شیر پر کینههنگام نوال ابر پر گوهر
در راحت و امن او جهان جملهدر سایه عدل او جهان یکسر