گنج

بخش ۳۶ - کور کردن رام یک پسر اندر را که به صورت زاغ سیتا را رنجانیده بود

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۱ بیت
شکار آورد روزی آن ظفرکیشگوزن و آهوان را از عدد بیش
به سیتا داد کاین صید فراوانبکن قسمت برین صحرا نشینان
چو بخشی ح ص ه های مرد و زن رانصیب طعمه ده زاغ و زغن را
دران قسمت که آن حور پری زادصلای عام بر زاغ و زغن داد
ازان زاغان قضا را شوخ زاغیتعشق جست چون بلبل به باغی
نشستی گه چو داغ لاله بر دستگه از ناخن کف دستش همی خست
پیاپی دید شوخی های آن زاغز غیرت رام شد سر تا قدم داغ
به گلزاری که رضوانست بلبلجه زهره زاغ را تا بو کند گل
دلش گفتا ز عقلم این سراغ استکه پورِ اندر است این خود نه زاغ است
وگرنه زاغ را بازی به شهبازبود خود در عدم رفتن به پرواز
به زاغ انداخت باز غیرت آییننه تیری از خس جاروب شاهین
گریزان زاغ و شاهین تیز در پیز سهمش کرد هفت اقلیم را طی
خلاص جان ندید از وی دگر باربه پیش رام آمد بهر زنهار
چو آن عاصی که با روی سیاهشنباشد جز به لطف حق پناهش
بگفتش رام بخشیدم ترا جانو لیکن چون تو دیدی سوی جانان
امان خواهی ز تیر غیرت اندیشکفارت را بدوز آن دیدهٔ خویش
ز بیم مردن آنگه با دمِ سردبه یک چشمی ز تیرش صلح کل کرد
ز غیرت مانده بر یک چشم او داغبه یک چشم است زان بی نایی زاغ
بدوزد دیده ها را غیرت عشقعجب نبود چنین از عصمت عشق
ز بس کز عشق غیرت بود کارشصنم همدوش در سیر و شکارش
شدی روزانه صید افکن شتابانشب آسایش نمودی در بیابان