گنج

شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابوالحسن بن علی‌بن موسی

رفت سرما و بهار آمد چون طاووسیبه سوی سبزه برون آمد هر محبوسی
هر زمان نوحه کند فاخته، چون نوحه‌گریهر زمان کبک همی‌تازد، چون جاسوسی
بر سر سرو زند پردهٔ عشاق، تذروورشان نای زند، بر سر هر مغروسی
بر زند نارو، بر سرو سهی «سرو سهی»بر زند بلبل بر تارک گل قالوسی
دم هر طوطیکی چون ورق سوسن ترباز چون دستهٔ سوسن دم هر طاووسی
به سحرگاهان، ناگاهان آواز کلنگراست چون غیو کند صفدر در کردوسی
چون صفیری بزند کبک دری در هزمانبزند لقلق بر کنگره بر، ناقوسی
رعد، پنداری طبال همی طبل زندبر در بوالحسن بن علی بن موسی
آن رئیس رؤسای عرب و آن عجمکه همی‌ماند بر تخت چو کیکاووسی