شمارهٔ ۹۶
بده ساقی شراب ناب تبریزکه دارد فیض دیگر آب تبریز
نشانها میدهندت از شب قدرمی ناب و شب مهتاب تبریز
چه خونها نقشبندان خورده باشندز رنگ آمیزی سرخآب تبریز
ز عیش اصفهانم میدهد یادنسیم صبحگاه و خواب تبریز
نه از بیدردی از حب وطن بودکه گشتم در نجف بیتاب تبریز
بگو با ملحد بیدین نامردکه نتوان دم زدن در باب تبریز
نمیبندد کمر سُنّی در این شهرنمیافتد به ملحد آب تبریز
ز یمن سینهصافان سحرخیزکند کار محک سرخآب تبریز
الهی پیر و برخوردان بگرداننهال نورس شاداب تبریز
ز بیبرگی مشو مجذوب دلگیرکه خوابی دیدهام در باب تبریز