شمارهٔ ۱۹۶
دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکنهر چه گوید مدعی در حق ما باور مکن
بوالهوس را فرق از عاشق نکردن خوب نیستامتحانش جز به رنگ زرد و چشمتر مکن
دوستی با دشمن خود در حقیقت کافریستآن چه با شمشیر باید کرد با خنجر مکن
فصل فصل از هم جدا کن آن چه دیدی باب نیستهمچو طفلان روز و شب بازی به هر دفتر مکن
از سر آرایش دنیا چو نتوانی گذشتچون زنان مردی که بینی فخر بر زیور مکن
در برهمنخانه پیشآهنگ بتها از زر استتا توانی بتپرستی با خیال زر مکن
تا نظر بر خلق داری واعظ مردم مشوخویش را رسوای عالم بر سر منبر مکن
تا نسازی فاش یکجا جهل و نااهلی و رشکرنگ خود را پیش مردم از طمع چون زر مکن
تا شوی از جام همت در دو عالم سرخروپیش مردم خبث بیجای ز خود بهتر مکن
تا توانی همچو مجذوب اسم اعظم یادگیراز دعا یعنی به جز ناد علی از بر مکن