گنج

شمارهٔ ۱۸۰

۱۰ بیت
چه غم دارم غم دلدار دارم؟چه کم دارم غم بسیار دارم؟
ندانستم دلم را چون ربودندزیان از گرمی بازار دارم
دلم جمع است با زلف پریشانمسلمانم ولی زنّار دارم
ز بس در کوچه‌ها بیهوده گشتمخجالت از در و دیوار دارم
رقیب از خاطرم نگذشته هرگزشکایت‌گونه‌ای از یار دارم
سلیمان خاتمی افکنده از دستدر این بیغوله هم من کار دارم
ز خصم کج‌زبان اندیشه‌ام نیستزبان خوش برای مار دارم
سراپا عیبم و نیکم شناسندکریمی چون خدا ستار دارم
از آنم چشم بر مال کسی نیستکه من هم چشم گوهربار دارم
دل از کف داده‌ای مجذوب و مستمبه غیر از عاشقی صد کار دارم