گنج

شمارهٔ ۱۶۶

۱۲ بیت
ما به این در ز پی برگ و نوا آمده‌ایمدردمندیم و به امید دوا آمده‌ایم
چون توان آمدن از عهده این شکر برونکه به امید به درگاه شما آمده‌ایم
با وفا مهر تو از روز ازل پیمان بستبر سر وعده آن مهر و وفا آمده‌ایم
به هوای سر کوی تو ز گلزار بهشتهمره قافلهٔ باد صبا آمده‌ایم
از سر شام عدم تا به سحرگاه وجودبه هواداری آن زلف دو تا آمده‌ایم
طاق ابروی کجت در ره دل قبله‌نماستما به این دیر پی قبله‌نما آمده‌ایم
یک جهان آتش دل شعله‌ور از کوی تو شداز پی آتش این طور لقا آمده‌ایم
خاک میخانه شود جام جهان‌بین به کف آرتا بدانی ز کجا تا به کجا آمده‌ایم
دو جهان را به سر خوان کرم خواند کریماز عدم جمله به آواز صلا آمده‌ایم
از بیابان حرم تا به در دیر مغانهمه جا بر اثر راه‌نما آمده‌ایم
خاطرم جمع و دلم شاد و لبم خندان استبه امیدی به در لطف خدا آمده‌ایم
به هوای من و مجذوب ز گلزار بهشتبهر تسلیم به درگاه رضا آمده‌ایم