شمارهٔ ۱۵۵
صبح است و نمودهای جمالممی ده که مبارک است فالم
بر گرد تو گشتهام ز نزدیکزآن رشک برد فلک به حالم
از روی توام عیان نمودندآیینه حسن بیمثالم
فکرم همگی خیال آن روستزآن روی همیشه خوشخیالم
اقرار به نقص خود کمال استاز هر هنری بس این کمالم
گفتی که مگر به کوه پیچددر گوش صدای بدسگالم
این ره چو قلم به سر کنم طیهر چند ضعیف همچو نالم
بر حلقه طوطیان گذشتمکردند دلیر در سوالم
خیر است سوال از کریمانهر چند که آگهی ز حالم
مجذوب نه مستم و نه هشیاراز مهر علیست رنگ آلم