شمارهٔ ۱۲۶
کاری به جز گناه نداریم یا حفیظعذری به غیر آه نداریم یا حفیظ
هر چند روسیاه و گنهکار و مجرمیمجز رحمتت پناه نداریم یا حفیظ
با لطف رحمتت که سپهر شفاعتستاندیشه از گناه نداریم یا حفیظ
چون بازگشت بر لب دریای رحمت استیک نامه سیاه نداریم یا حفیظ
غیر از در تو قبله دیگر چو دیگراندر دیر و خانقاه نداریم یا حفیظ
شوق تو آتش است چه باک از هجوم خصماندیشه از گیاه نداریم یا حفیظ
بیباک و مست و رند و خراباتی توییماندیشه ما ز شاه نداریم یا حفیظ
در فتنهخیز عرصه دنیا و آخرتجز درگهت پناه نداریم یا حفیظ
مجذوب و ما به لطف تو امید بستهایمغیر از توهم گواه نداریم یا حفیظ