گنج

شمارهٔ ۹۷

۲ بیت
از بس که کند زلف تو با روی تو نازبیم است که از رشک کنم کفر آغاز
من بندهٔ بادی شدم ای شمع طرازکاو زلف تو را ز روی بردارد باز