شمارهٔ ۱۵۲ ۲ بیت چون نیست پدید در غمم بیرون شوای دیده تو خون گری و، ای دل خون شو ای دل تو نوآموز نهای در ره عشقحاجت نبُود مرا که گویم چون شو!