شمارهٔ ۷۴
مرا بفقر و فنا افتخار میباشدزنام ملک و غنی ننگ و عار میباشد
مدام باده توحید میخورم زانروکه این شراب مرا خوش گوار میباشد
مزاج هر کسی این باده بر نمیتابدولی مزاج مرا سازگار میباشد
میان آنکه تواش در کنار میطلبیعلی الدوام مرا در کنار میباشد
دلی کهدهست دلارا مرا در آوارمن ندانم از چه سبب بیقرار میباشد
بگرد مرکز توحید میکند جولاندلم که همچو فلک در مدار میباشد
صفای چهره او را کجا تواند دیددلی که دیده او بی غبار میباشد
دلست آینه آن چهره را دلی صافیچگونه چهره نماید که تار میباشد
بیا که چشم دل مغربی بیار نگراز آنکه چشم دلش چشم یار میباشد