شمارهٔ ۹۸ - به شاهد لغت کونده، بمعنی چیزی که از گیاه بافند چون دامی و کاه بدان کشند ۲ بیت من بر تو فکنده ظن نیکوو ابلیس ترا ز ره فکنده مانند کسی که روز بارانبارانی پوشد از کَوَنده