شمارهٔ ۶۹ - به شاهد لغت پک، بمعنی چغز ( قورباغه) ۲ بیت ای همچو یک پلید و چنو دیده ها برونمانند آنکسی که مرا ورا کنی خبک تا کی همی درآیی و گردم همی دویحقا که کمتری و فژاگن تری ز پک