شمارهٔ ۷۹
واجب و ممکن بهم پیوسته اندخار و گل از شاخ واحد رسته اند
نیست بی واجب وجود ممکناتواجب الذات این چنین پیوسته اند
وهم و پندار و خیال و اعتبارجمله را از لوح باطن شسته اند
نیست موجودی بجز واجب بداناهل عالم از تعین جسته اند
گر بدانند آسمان ها و زمیناز درخت عشق یک گلدسته اند
روح کوهی گشت بیرون تا بدیدجمله یارانش قفس بشکسته اند