گنج

شمارهٔ ۶۵

۷ بیت
روشنی در چشم ما از روی آن مه پیکر استچونکه آن زهره جبین خود آفتاب اظهر است
روی خود می بیند او از چشمهای روشنشروی او در چشم خود دیدم بجانم مظهر است
ما ره اسم و صفات و فعل را دانسته ایمذات پاک حق ز درک ما بسی بالاتر است
دل سقیهم ربهم حق گفت جانرا داد میهر دو عالم از خم وحدت بدان یکساغر است
آنچه موجودند از پیدا و پنهان فی المثلبر رخ آنمه لقا چون زلف و خال و عنبر است
هست از دریای وحدت قطره ی در بحر غرقگو مسلمانست ترسا گر جهود و کافر است
یافت انسان در وجود خویش بر و بحر خوددر کتاب حق تعالی خوانده ام خشک و تر است