گنج

شمارهٔ ۱۵۸

۷ بیت
کار دنیا همه زرق است و فریب است صداععارفان بر سر اینها نکنند ایچ نزاع
مفلسانیم که عالم بجوی نستانیمنیست ما را بجهان جز غم عشاق متاع
زاهد از زهد و ریا دور که رندان صبوحبوی تزویر شنیدند همه زین اوضاع
مو کشانش بخرابات درآریم چو چنگهر که ما را ز می لعل تو باشد مناع
بوصالت نرسد هرگز و واصل نشودهر که از جان نکند با غم عشق تو وداع
ظالم از درد تو هر دم بعدم نیست شودمی کند غمزه خونخوار تو بازش ابداع
همچو کوهی بجهان روشن و فردیم همهتا گرفتیم زخورشید تو چون ماه شعاع