شمارهٔ ۱۳۷
سر زلفین تو شد رشته جان همه کسلعل و یاقوت لبت قوت روان همه کس
تا تو آب دهن انداخته ای در دل خاکپر شد از شهد و شکر کاسه وخوان همه کس
بسکه ذکر دهن و فکر لبانش کردیگمشد از هر دو جهان نام و نشان همه کس
گر رقیب تو مرا راند از این در بجفاگشته ام خاک کف پای سگان همه کس
چون تو داری نظری جانب کوهی به یقینهست اندر حق او فکر و گمان همه کس