گنج

شمارهٔ ۱۲۷

۵ بیت
دل از محبت دنیا و آخرت برداربشو باشک نیاز و به بین بطلعت یار
تا چو زلف از رخ زیبای تو سر بر گردیمصفت از ذات تو هرگز نشود مایل یار
بهوای قد سرو تو چو در خاک رویمسر برآریم بمهر تو چو گل از گل یار
فاعل مطلق ما او است عیان می بینمهر چه خواهد بکند خاطر آن فاعل یار
آن امانت که خدا عرض باشیا میکردهالک آمد همه خود بود بر آن حایل یار