شمارهٔ ۱۰۳
ایدل عدم تملیک در سلک وجود آمداسقاط و اضافت را توحید و درود آمد
از آتش روی او کو سوخت دو عالم رادر مجمر دل جانها سوزنده چو عود آمد
چون نیست جز او غیری در حاضر و در غائبخود شاهد و خود مشهود در عین شهود آمد
تا جلوه دهد آنمه خود را بهمه صورتاز دیده هر ذره خورشید نمود آمد
یک عین که جز او نیست در ظاهر و در باطنهفتاد و دو ملت شد ترسا و یهود آمد
کوهی چو به عشقی زد نابود شد از فطرتجاوید بود باقی هر چیز که بود آمد