شمارهٔ ۵۰ - عکس و تبدیل
چرخ نداند در و دیوار کستکیه به دیوار و درش کرده بس
مردم یک خانه و صد خرمیخانهٔ یک مردم و صد مردمی
چتر شه آنست که شد چرخ ماهچرخ مه این است که شد چتر شاه
ور قلم از سحر زبان بر کشمسحر زبان را به قلم در کشم
آب فرو ماند چو کوه از شهابکوه درامد به تزلزل چو آب
چشم پدر بهر جگر گوشه ترگوشهٔ هر چشم شده پر جگر