گنج

شمارهٔ ۲۲ - پیام پدر

ای سر از آئین وفا تافته !وز تو دلم تافتگی یافته !
گر چه به غیبت شدئی کینه توزرنجه چه‌داری به حضورم هنوز
با چو منی ، دور کن از سر منیچون به صفت من توام و تو منی
گر کمر کینه کنی استوارپیش تو بیش از تو درایم به کار
ور به مدارا کشد این گفت و گوینیز نتابم ز وفای تو روی
لیک بشرطی که درین رای منجای پدر گیرم و تو جای من