گنج

شمارهٔ ۹۸

ساقیا! پیش آر جامِ با صفای خویش راروی ما بین و به ما ده رونمای خویش را
کف چو گنبدها کند هر دم صلای نوش کوتا ز هر گنبد صدا یابی صلای خویش را
کبک رفتارا! یکی بخرام و پا بر لاله سایبی حنا کن لعل پای لاله‌سای خویش را
دی شدی در باغ و گل از بهر گَرد افشاندنتکرد صد پر کاله دامان قبای خویش را
هر طرف بهر مبارک باد نوروز بهارمی‌فرستد گل به کف کرده صبای خویش را
کبک کهساری! برو ای لاله، بر هر تیغ کوهگام چندان زد که پر خون کرد پای خویش را
یک دم امروز از چمن ما را به مجلس راه دهتا ستانیم از تو جام با صفای خویش را