گنج

شمارهٔ ۸۵۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادمیرود۱۰ بیت
افسوس ازین حیات که بر باد می‌رودکآیین ما نه بر روش داد می‌رود
هردم ز من که پیروی دیو می‌کنمبر آسمان فرشته به فریاد می‌رود
وه کاین دل خراب عمارت کجا شود؟سیل منش چنین که ز بنیاد می‌رود
زاهد به پند دادن و بیچاره مست راخاطر به سوی لعبت ناشاد می‌رود
گاه خمار صد نیت توبه می‌کنمچون ساقی آمد آن همه از یاد می‌رود
ای من غلام دولت آن نیک بنده‌ایکز بندگی نفس بد آزاد می‌رود
ضایع مکن به خنده و بازی به سان گلاین پنج‌روزه عمر که بر باد می‌رود
ای نفس، پند گیر که اختر به گردش استای مرغ، هوش دار که صیاد می‌رود
آهسته نِهْ به روی زمین پای، کآدمیبر روی شاهدان پریزاد می‌رود
زخم زبان خسرو اثر کی کند ترا؟نی، خود سخن به تیشه فرهاد می‌رود